تبلیغات
صدر نیوز

صدر نیوز
((سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد.))امام خامنه‌ای مدظله‌العالی 
نویسندگان
نظر سنجی
در جهان امروز که جریان های افراطی شکل گرفته اند نظر شما درباره وحدت سنی و شیعه چیست؟





صفحات جانبی

حرکت به سوی کربلا و نجف

تدوین- فاطمه پیروی :در این روزها بود که از لندن دستوراتی برای من رسید که روانه کربلا و نجف شوم. این دو شهر مرکز شیعه و مورد توجه دلهای تمام شیعیان است .

همینکه دستورات به من رسید که به سوی کربلا و نجف حرکت کنم ، از بصره راهی بغداد شدم ، و از بغداد نیز به سوی شهر حله رفتم، شهری است کنار شط فرات. و کشاورزی و رفاه عراق بستگی کاملی به این دو نهر عظیم دارد.

پس از آنکه مرا به لندن احضار کردند، به وزارت مستعمرات پیشنهاد کردم که نقشه ای بکشند تا دست روی سرچشمه این دو آب بگذارند تا بدینوسیله بتوانند عراق را در مواقع خاص تسلیم کنند، زیرا هرگاه این آب از عراق قطع شود، عراق چاره ای ندارد جز اینکه تسلیم خواسته های وزارت مستعمرات شود.

از حله هم به نجف رفتم ، خود را به صورت یک تاجر آذزبایجانی در آوردم و با علمای دین دوست شدم . با آنانم رفت و آمد می کرئم و به مجالس درس شان حاضر می شدم .

 و بعد توصیفی از حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) و کربلا و بارگاه هایش می دهد و آنها را وصف می کند که به چه شکلی هستند.

 جهل و بی سوادی به طور وحشتناک بر مردم سایه افکنده بود که مرا به یاد دوران تسلط کلیسا در بلادمان می انداخت و غیر از علمای دین در نجف و کربلا و عده ای که به آنان مربوط بودند ، در میان هر هزار نفر یک باسواد نمی دیدی که قدرت خواندن و نوشتن داشته باشد.

نظام اداری و امنیتی وجود نداشت و هرج و مرج همه جا را فراگرفته بود. حکومت و ملت هر کدام با شک و بی اعتمادی، به یکدیگر می نگریستند. علمای دین غرق در امر دینی و فارغ از فکر و خیال دنیا بودند.

مدت چهار ماه در کربلا ونجف باقی ماندم و در نجف به سختی مریض شدم ، به طوری که دیگر از اینکه باز هم زنده بمانم ناامید شدم. در دوران بیماری ام در محلی زیر زمین به نام سرداب سکونت داشتم و صاحبخانه که اتاقی از او اجاره کرده بودم خدمت نمودن به من را بهترین ثواب می دانست ، زیرا به خیال خودش نسبت به یکی از زائران امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب خدمت می کند.

پس از آنکه از بیماری شفا یافتم به سوی بغداد حرکت نمودم و د رآنجا گزارشی مفصل از مشاهدات خود در نجف و کربلا و حله و بغداد نوشتم که یکصد صفحه را پر کرده بود، در انتظارات دستئرات وزارت مستعمرات ماندم تا ببینم آیا باید باز هم در عراق بمانم یا اینکه می توانم به لندن باز گردم.

بسیار شوق بازگشت به لندن را داشتم ، مخصوصا که خیلی دوست داشتم پسرم را که پس از حرکت من ، چشم به جهان گشوده بود ببینم ؛ لذا از وزارت خواسته بودم ولو برای مدت کمی هم که باشد به لندن بازگردم ، تا گزارشات خودم را شفاها تشریح کنم و نیز مقداری استراحت کنم ، زیرا سه سال تمام سفرم به عراق طول کشیده بود.

در ایام اقامتم در بغداد تفاوت بسبار زیادی میان پایتخت عثمانی آستانه و بغداد می دیدم .

مدتی که از بصره به کربلا و نجف رفته بودیم سخت نگران بودم که شیخ محمد بن عبد الوهاب در چه وضعی است؟

به او گفته بودم بهتر آنست به اصفهان و شیراز برود، زیرا این دو شهر بسیار زیبا هستند و اهالی آن شیعه هستند و بعید می دانستم شیعیان بتواننددر شیخ اثر بگذارند؛ بدین ترتیب از انحراف او در مدتی که همراهش نبودم خاطر جمع می شدم.

هنگامی که از شیخ جدا می شدم به او گفتم: آیا تو به مسئله تقیه کردن ایمان داری؟ گفت : بله .

به او گفتم : بنابراین در سفرت به ایران ، از شیعیان تقیه کن . به آنان نگو من اهل سنت هستم تا خطری برایت پیش نیاید.

اما موقع جدا شدن دیگر متوجه نشدم که بالاخره به کدام طرف خواهد رفت . با هم قرار گذاشته بودیم که هر دو به بصره بازگردیم و هر کدام برگشتیم و دیگری را ندیدیم نامه ای بنویسیم و پیش عبدالرضا بگذاریم .




[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
موتور جستجوی خبر قطره >

ولایت فقیه