تبلیغات
صدر نیوز

صدر نیوز
((سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد.))امام خامنه‌ای مدظله‌العالی 
نویسندگان
نظر سنجی
در جهان امروز که جریان های افراطی شکل گرفته اند نظر شما درباره وحدت سنی و شیعه چیست؟





صفحات جانبی

آمریکا و کشورهای غربی و متحدان آنها در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) بیهوده تلاش می کنند که جای پایی در منطقه خاور میانه به دست آورند.جنبش بیداری اسلامی و نشانه های آن از این موضوع حکایت می کند که مردم منطقه این گونه برنامه ریزی را برنمی تابند و به آمریکا و غرب به عنوان دشمن نگاه می کنند.

 آمریکا و کشورهای غربی و متحدان آنها در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) بیهوده تلاش می کنند که جای پایی در منطقه خاور میانه به دست آورند.

جنبش بیداری اسلامی و نشانه های آن از این موضوع حکایت می کند که مردم منطقه این گونه برنامه ریزی را برنمی تابند و به آمریکا و غرب به عنوان دشمن نگاه می کنند و آنها را مسئول تمامی گرفتاری ها و بحران های جهان اسلام در شرایط کنونی می دانند.

واشنگتن و متحدان غربی خود طی دهه گذشته، این موضوع را به خوبی نشان داد که دوست خوبی برای اعراب و مسلمانان نیست و با رفتار و کردار کینه توزانه خود در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین، سوریه، پاکستان، لیبی و یمن، این واقعیت را به خوبی به اثبات رساند و از لحاظ تاریخی نیز این مسئله را ثابت کرد که آمریکا همانند هر کشور دیگر، در فکر تخریب دشمن خود است.

در عصر حاضر می توان نشانه ای از این موضوع را در رفتار حکومت آمریکا و دولت های اروپایی در برخوردهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی خبری در مقابل کشورهای منطقه و ملت های آن مشاهده کرد.

امت های غیور اسلامی نیز در مقابل نه تنها در برابر زبان زور و پرخاشگری آنها که در شرایط جدید منطقه تلاش دارند از هزاران کیلومتر دورتر، کشورهای خاورمیانه را به استعمار خود درآورند، کوتاه نیامده است، بلکه شعارهای دموکراسی و آزادی خواهی و حقوق بشر غرب را به سخره گرفته است. چرا که به خوبی این موضوع را درک کرده است که این شعارها، چیزی جز ابزار فرهنگی برای تسلط بر مقدرات جهان اسلام و منافع آن نیست.

بنابراین ملل آزاده اقدام به اتخاذ موضع مقابله با این راهزنان بین المللی کرده است، به طوری که در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای تحت اشغال، ضربات مهلکی به متجاوزان وارد شده است.

در افغانستان و عراق همانطور که گفته شد، آمریکا و غرب ضربات مهلکی را از ناحیه مردم دریافت کرده و عرصه بر آنها تنگ شده است.

اگر چه در لیبی ما شاهد نوع جدیدی از استعمار هستیم که آمریکا و غرب تحت عنوان کمک به انقلابیون جای پایی را برای خود در سرزمین «عمرمختار» باز کردند، اما مسلما در آینده آنها نخواهند توانست برای مدت زیادی در آن کشور حضور داشته باشند.

اما اکنون و بعد از کشف این حقیقت که در پشت ذهن مریض شیطان بزرگ (آمریکا) و کشورهای هم پیمان غربی آن، چیزی جز اشغالگری وجود ندارد، عزم و تلاش ملت های مؤمن دو چندان شده است.

مخالفت دولت و مردم عراق با باقی ماندن نیروهای اشغالگر غربی علی رغم وعده های آمریکا به این کشور، نشانی از بیداری اسلامی و تنفر آنها از اشغالگران است. این تنفر و بیداری اسلامی باعث شده است که «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا پس از دیدار با «نوری مالکی» به ناچار و با صراحت اعلام کند که تا آخر سال میلادی 2011، نیروهای آمریکایی کشور عراق را ترک خواهند کرد. همچنین با وجود برخوردهای دوگانه کاخ سفید با موضوع اشغالگری و امنیت در افغانستان تا زمانی که این نیروها از منطقه خارج نشوند شاهد تلفات در بین آنها خواهیم بود.

این موضوع نشان دهنده این است که ملل مسلمان در برابر اشغالگری حساس است و خواستار خروج بدون قید و شرط اشغالگران از کشورهای اسلامی است.

عراقی های شجاع، همچنین با اتخاذ یک موضع صریح و شفاف نشان دادند که هرگونه حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی پس از سال 2011 را برنمی تابند. آنها علاوه بر این، تاکنون در مقابل تمامی توطئه هایی که این کشور جهان تشیع را نشانه گرفته است، ایستادگی کرده اند و به قیمت قربانی شدن بسیاری از فرزندان خود، از آب و خاک آن دفاع کرده اند.

چرا که مردم این کشور هنوز دیکتاتوری خون و آتش صدام را فراموش نکرده اند که در طول 35 سال حکومت بر عراق چگونه موجب آوارگی صدها هزار نفر و قربانی شدن هزاران نفر دیگر شد.

بنابراین حتی با وجود توطئه هایی که در حال شکل گیری است، اجازه نخواهند داد پس از خروج آخرین سربازان اشغالگر آمریکایی، کشورشان به منطقه ای ناامن تبدیل شود.

بیداری اسلامی و نیرنگ غرب

در زمینه موضوعات سیاسی، همانند سایر زمینه ها، ما احتیاج به آوردن حقایقی داریم که حرف خود را به اثبات برسانیم. اما مسلم است نزاعی که در حال شکل گیری بین دو طرف است اکنون به شکل های مختلف خود را نشان می دهد. در این باره می بینیم که در یک طرف قضیه، کشوری با ادعای رهبری جهان پا به عرصه گذاشته است و برای پیشبرد اهداف خود از به کارگیری هیچ ابزاری کوتاهی نمی کند تا به وسیله آن سلطه خود را برقرار کند. در طرف دیگر، اعتقاد به رهبری جهان به وسیله اسلامگرایان وجود دارد و تلاش بر گسترش روابط مودت آمیز بین انسان ها است.

این شاید مثال روشنی از روابط جهان استکبار با سایر کشورهای ضعیف باشد که آمریکا و غرب پس از تحمل شکست های خفت بار در خاورمیانه و جهان اسلام، با استفاده از وضعیت پیش آمده ناشی از رهایی آنها از دست دیکتاتورهای زمان، به انواع گوناگون می خواهند، همچنان هیمنه خود را برقرار کنند. آمریکا و صهیونیست ها، در کنار دوستان غربی خود، هر از چند گاه با تمرکز بر روی یکی از کشورهای مسلمان، اهداف از پیش تعیین شده خود را با استفاده از مزدوران داخلی و برتری رسانه ای پیش می برند که در این میان می توان به کشورهایی نظیر ایران و سوریه اشاره کرد که چگونه در معرض شدیدترین فشارها و توطئه ها قرار گرفته اند.

این قضیه سر درازی دارد و جامعه بشری از آن هنوز رهایی نیافته است و مانند نبرد خیر و شر ادامه خواهد داشت. هر چند که جز مقاومت در مقابل شیطان بزرگ و افشا کردن توطئه های آن راه دیگری وجود ندارد. اما انتقال تجارب در زمینه افشای نقشه های دشمن به کشورهای دوست، هم مرز و دارای جغرافیای مشابه می تواند، راه حل مناسبی برای مقابله باشد.

در این راستا، رهبران دینی کشورهای در حال انقلاب می توانند نقش بسزایی در ایجاد استقرار و امنیت آنها داشته باشند و با نقش بر آب کردن توطئه هایی نظیر فتنه های مذهبی از چند پاره شدن جامعه خود جلوگیری به عمل آورند.

ما باید به این موضوع ایمان داشته باشیم که انقلاب های مردمی و بیداری اسلامی هنوز در عنفوان جوانی خود قرار دارند و برخلاف گمان برخی، در جهت مصالح نظام سرمایه داری سیر نمی کنند.

غارتگران بین المللی و در رأس آنها آمریکا به غلط تصور می کنند که دخالت های نظامی و به راه انداختن جنگ در لیبی و پیش از آن در افغانستان، عراق، یمن و پاکستان، امکانات و فرصت های مناسبی را برای آنها فراهم آورده است، تا کشورهایی مانند ایران و سوریه را تحت فشار قرار داده و آنها را بترسانند. اما آنچه که واقعیت نشان می دهد خط بطلانی بر تصورات و خیالات واهی آمریکا و اروپا است و نشان می دهد که شکست و ناکامی تنها چیزی است که تاکنون عاید آنها شده است.

برای اثبات ادعای خود می توان به این موضوع اشاره کرد که با وجودی که آمریکا و هم پیمانان آن در ناتو در لیبی مداخله نظامی کرده و در بوق کرنا دمیدند که ما بودیم که انقلابیون را پیروز کردیم، اما در مقابل دولت لیبی به صراحت اعلام می کند دولتی بر مبنای تعالیم اسلامی شکل خواهد گرفت و بیشتر از هر زمان دیگر بر هویت اسلامی خود تاکید می کند.

این پیام روشنی برای غرب و صهیونیست ها است و نشان می دهد که همه تلاش های آنها به باد فنا رفته است و خیال آنها برای تاراج ثروت ملی یک کشور اسلامی پس از سرنگون شدن یکی از دیکتاتورهای جبار، خیالی باطل است.

می توان با تاکید و بدون مبالغه گفت که بازی آمریکایی- صهیونیستی با سرشکستگی به پایان رسیده است و سیر کلی مسائل جهان نشان داد که برنده اصلی، ملت های اسلامی هستند و اکنون نتیجه فداکاری فرزندان خود در لیبی، فلسطین، لبنان، افغانستان، یمن، بحرین، اردن و عربستان و هر جایی که متجاوزان و مزدوران آنها تعرض کرده اند را می بیند، که چگونه تلاش کاخ سفید، اروپا، اسرائیل و سازمان های در خدمت استکبار جهانی بیهوده است.

در این راستا است که می بینیم و تعجبی هم ندارد که غربی ها با استفاده از روش های نخ نما شده احساسات 5/1 میلیارد مسلمان را با چاپ و نشر کاریکاتورهایی مورد تعرض قرار می دهند.

در حالی که در آن طرف قضیه، شاهد گرفتار شدن نظام امپریالیستی رباخوار در چنبره ای از مشکلات هستیم، امروز آمریکا و اروپا، به دلیل آنچه که قیام بر ضد سرمایه داری نامیده شده است گرفتار شده اند.

اما گذشته از آن، باید به نقش جنایتکارانه رژیم حاکم در ایالات متحده آمریکا در آتش افروزی و به راه انداختن فتنه های داخلی در جهان اسلام اشاره کرد و در کنار آن تهدید به استفاده از سلاح های کشتارجمعی علیه دشمنان و تظاهر به حمایت از انقلاب های عربی چیزی جز خدعه و دورویی از سوی کاخ سفید بیش نیست. اگرچه که این سیاست ممکن است در برخی مواقع کارساز باشد و نتیجه ای که آمریکا از آن انتظار داشته باشد، به دست آید.

همچنین تهدید و ترور رهبران کشورهای مخالف از جمله ابزار استکبار جهانی است و نمونه بارز آن را می توان در اتهامات وارد شده به «عمر حسن البشیر» رئیس جمهور کنونی سودان مشاهده کرد که چگونه با استفاده از ابزار حقوق بشر و با توسل به دادگاه لاهه که وابسته به سازمان ملل است حکم بازداشت وی صادر می شود.همه این ها باعث شده است که از هر زمان دیگری دست آمریکا بیشتر از گذشته رو شود و بر این اساس مشروعیت قانونی خود را در بین مردم ستمدیده جهان از دست بدهد.

با نگاهی به دهه های گذشته و بررسی عملکرد بین المللی آمریکا، متوجه می شویم که آمریکا واقعاً همانطور که شایسته اوست، به کشور حامی تروریسم در جهان معاصر تبدیل شده است.

اما در برابر نسل حاضر، هم اکنون مسئولیت سنگینی وجود دارد، مسئولیتی که می تواند این نسل جنبش بیداری اسلامی را که اهمیت آن کمتر از ساقط کردن رژیم های دیکتاتوری و مستبد نیست را به عنوان نسل رهبری کننده جهان معرفی کند.

این نسل بیداری اسلامی با نگهداری و پاسداشت ارزش های به دست آمده خواهد توانست، آینده جهان را رقم بزند و آن را از رکود و سستی موجود رهایی بخشد.

موانع پیش رو

اما قضیه به این سادگی نیست که گفته می شود، بلکه گذشت زمان و کسب تجربه های جدید، قدرت استکبار را افزون تر و قوی تر کرده است. غرب با استفاده از تجارب گذشته رویکرد جدیدی برای استفاده از ابزارهای پیشرفته سیاست در قرن حاضر کسب کرده است که در شرایط فعلی پیچیدگی خاصی را داراست.

مثلا در جریان انقلاب 25 ژانویه مصر، آمریکا و غرب با چرخشی ناگهانی، خود را حامی و طرفدار انقلاب و خواسته های مردم نشان داده و حمایت خود را از حقوق بشر و آزادی اعلام می کند، در حالی که تا دیروز دیکتاتور سرنگون شده در آن کشور، نزدیک ترین و مورد اعتمادترین مهره برای آنها به شمار می رفت. یا اینکه در جریان انقلاب 14 ژانویه تونس، دولت سارکوزی که تا آخرین لحظه از رژیم «زین العابدین بن علی» حمایت می کرد، پس از ساقط شدن وی در جهت تأمین منافع بلندمدت خود، اقدام به برقراری تماس هایی با رهبران احزاب انقلابی و رهبران کشور کرده تا یک استراتژی جدید را پایه گذاری کند.

به هر حال حرکت خزنده آمریکا و غرب برای تسلط دوباره بر ملت های مسلمان تنها از طریق هشیاری رهبران کشورهای در حال انقلاب امکان پذیر است.

جوانان به عنوان پیشتازان صف اول انقلابیون در کشورهای اسلامی باید متوجه توطئه دشمن باشند و فریب شعارهای آنها مانند حقوق بشر و آزادی را نخورند. در این راستا اشاره به عملکرد آمریکا در طول قرن گذشته و سال های منتهی به قرن حاضر بسیار مفید به نظر می رسد. آمریکا و غرب نشان داد که نه تنها به آزادی و حقوق بشر احترامی قائل نیست بلکه در جایی که لازم بداند، هزاران نفر را برای منافع خود قربانی می کند. در این باره می توان به فاجعه بمباران اتمی شهر «هیروشیمای» ژاپن در سال 1945 اشاره کرد. با این تفاصیل چطور غرب می تواند مدعی نجات انسان ها از رژیم های دیکتاتوری و سوق دادن آنها به سوی آزادی و حقوق بشر باشد، در حالی که خود آن را بارها زیر پا گذاشته و افراد و انسان های زیادی در این راه را قربانی امیال خود کرده است.

این کارنامه سیاه، نشان می دهد که اقدامات استکبار برای ادعای رهبری جهان در نزد افکار عمومی جهان نمی تواند قابل قبول باشد و او تنها توانسته است با استفاده از برتری نظامی و مالی اهداف خود را با زورگویی پیش ببرد.

در خاورمیانه فعلی نیز اوضاع به همین گونه است و برخلاف ادعای آمریکا و غرب مبنی بر اینکه امنیت و صلح را در منطقه برقرار کرده است، نسل جوان در کشورهای اسلامی باید بداند که این چنین نیست و هنگامی که سردمداران کاخ سفید، وزارت خارجه، وزارت دفاع، سیا و کنگره آمریکا از انقلاب در جهان اسلام حمایت می کند، منظور دیگری دارد و در واقع ترسیم کردن یک استراتژی جدید برای تسلط بر منابع و ثروت آنها است. تا به این وسیله همچنان منافع شرکت های بزرگ نفتی، کارتل های فروش سلاح و درآمدهای نظام سرمایه داری تأمین شود.

بر این اساس تصمیم می گیرند که مهره آنها در کشور مصر یا تونس همچنان باشد یا نباشد و این موضوع حائز اهمیت به نظر می رسد که استراتژی جدید آمریکا در جهان اسلام و خاورمیانه همانند گذشته بر پایه دروغ، خدعه و ایجاد نفاق و ضربه زدن به انقلاب و مقاومت مردم شکل گرفته است. با این دیدگاه است که می توان تحرکات گروه های ضدانقلاب داخلی و خارجی در کشورهایی که بیداری اسلامی در آنها شکل گرفته است را زیرنظر داشت که چگونه برای به دست آوردن وضعیت سابق با کمک آمریکا و غرب تلاش می کنند. ایالات متحده آمریکا، غرب و اسرائیل از ابتدای بیداری اسلامی تاکنون به خوبی به این موضوع واقف شده است که جهان اسلام لقمه آسانی برایش نیست و هر آن ممکن است هیمنه آن را درهم بریزد.

متأسفانه همانطور که تاریخ نشان داده است، قدرتمندان از گذشته عبرت نگرفته و با استفاده از ابزار زور همچنان درپی ادامه سلطه خود بر جهان هستند. آمریکا و هم پیمان آن در ناتو اکنون منطقه خاورمیانه را برای به راه انداختن جنگ بزرگی آماده کرده اند و استقرار سامانه موشکی موسوم به «سپر موشکی» در ترکیه که جز با هدف زورگویی و تسلط بر ملل مسلمان و شکستن مقاومت آنها، چیز دیگری را دنبال نمی کند می توان در این راستا ارزیابی کرد.

با این حال وجدان های آگاه حتی در خود اردوگاه استکبار امروزه بر ضد این رفتار ظالم مابانه آمریکا و اروپا به پا خاسته و با به راه انداختن اعتراضات گسترده مخالفت خود را با سردمداران کشور شان اعلام کرده اند. نمونه آن را می توان در شکل گیری جریانی به نام «وال استریت را اشغال کنید» جست وجو کرد که چگونه به سرعت توانست کشورهای زیادی را در قاره آمریکا و اروپا تحت تأثیر خود قرار دهد.

غرب که تا پیش از این فکر می کرد با ایجاد بحران در خارج از جغرافیای سیاسی خود می تواند از مشکلات داخلی فرار کند و منافع بلندمدتی برای خود به دست آورد، اکنون خود گرفتار بحران های وحشتناک سیاسی و اجتماعی شده است.

بحران مالی به وجود آمده در حوزه پولی «یورو» از جمله آن است که ماه ها است فکر و ذهن سردمداران این قاره را به خود مشغول کرده است. با اینکه اتحادیه اروپا و در رأس آن فرانسه و انگلیس تاکنون دو بار اقدام به کاهش نرخ بهره بدهی های بانکی کرده اند باز هم نقشه آنها به شکست انجامیده است و خطر از هم پاشیدن این اتحاد، بیش از پیش نمایان شده است.

قیام های مردمی در «یونان، اسپانیا، ایتالیا و پرتغال»، تاکنون به سرنگونی پنج تن از نخست وزیران کارکشته اتحادیه اروپا منجر شده است و اکنون دولت های اروپایی از به هم زدن پیمان معاهده پولی یورو و استفاده مجدد از واحد پولی خود سخن به میان می آورند، چیزی که می تواند بیش از هر زمان دیگر بقای این اتحادیه را با خطر اضمحلال روبه رو کند.

هم چنین ورود آمریکا به این بحران و اعزام وزیر خزانه داری ایالات متحده به اروپا نیز نه تنها نتوانست از ابعاد آن بکاهد بلکه دورنمای سیاهی از آینده سیاسی و اقتصادی را برای مردم قاره اروپا رقم زده است. نتیجه اینکه کسانی که ادعای نجات بشریت و حمایت از آزادی را دارند، حتی اجازه کوچکترین اعتراض را به مردم خود نمی دهند و با کوچک ترین انتقاد به وحشتناک ترین ابزار سرکوب متوسل می شوند.




[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ احمد ترابی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
موتور جستجوی خبر قطره >

ولایت فقیه